لغت نامه دهخدا
پول پولی. ( اِ مرکب ) نام قسمی مالیات اصناف. پولی پولی. رجوع به پولی پولی شود.
پول پولی. ( اِ مرکب ) نام قسمی مالیات اصناف. پولی پولی. رجوع به پولی پولی شود.
( اسم ) قسمی مالیات اصناف پولی پولی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با توجه به این تبلیغها این فیلم توانست پولی معادل ۱۳ میلیون دلار را به ارمغان آورد. این فیلم کم فروشترین فیلم هیلاری میباشد.
💡 «... این میوه را خشک میکنند و به میزان زیادی به روسیه حمل میشود. مقدار صادرات به قدری زیاد است که میگفتند پولی که از بابت آن پرداخت میشود نرخ مبادلهٔ ارز را تغییر میدهد.»
💡 حاجت به تأکید نیست که سیاست پولی جزئی از سیاست اقتصادی کشور است. به عبارت دیگر سیاست پولی جزئی از سیاست گذاری کلی تر است. همچنین بدیهی است که اهداف سیاست پولی کشور باید چنان تعیین و تبیین شود که هماهنگ و همساز باسیاستهای دیگر، مجموعهٔ «سیاست اقتصادی» را درنیل به اهداف خود یاری دهد.
💡 تشکیلات سازمان در سوریه که در آن زمان، دیگر توسط محمد یزدانیان، که بعدها از متشکلین گروه موسوم به «آرمان طبقه کارگر» بود، اداره میشد، از کمک به وی برای بازگشتن به انگلستان خودداری میکند، اما وی سرانجام به کمک محسن نژادحسینی، یکی از مجاهدین گرفتار در حادثه هواپیما ربایی، پولی دریافت کرده و به نزد خانواده اش بازمیگردد.
💡 تامی به این نتیجه میرسد که تا راکی را شکست ندهد، نمیتواند از زیر سایه او بیرون بیاید. با وجود اینکه مدیر برنامههایش از او میخواهد که این مسابقه را رسمیکند و در خیابان مبارزه نکند، اما تامی شبانه به پیش راکی میرود و از او درخواست مبارزه میکند. راکی نمیپذیرد. تامی پولی را میزند تا راکی را تحریک کند. راکی سرانجام با تامی مبارزه کرده و درس خوبی به وی میدهد.