پهلوان حیدر قصا
لغت نامه دهخدا
پهلوان حیدر قصاب. [ پ َ ل َ ح َ دَ رِ ق َص ْ صا ] ( اِخ ) نام پادشاه نهم از ملوک سربداران. در غیبت خواجه ظهیر بسال 760 هَ. ق. بتخت سلطنت جلوس کرد و سیزده ماه حکم راند و در هنگام محاصره اسفراین یکی از اطرافیانش اورا کشت. ( قاموس الاعلام ترکی ). دولتشاه در تذکره گوید: او از دِه ِ چِشُم است و نوکر خواجه علی شمس الدین بوده و در روزگار مشارالیه یکی از تربیت یافتگان او حیدر بوده و بعد از خواجه علی شمس الدین در میان سربداران حشمتی یافت و مرد پهلوان و اهل مروت بود و سفره عام داشت. مدت یکسال و یک ماه حکومت کرد و نصراﷲ باشتینی در اسفراین بدو یاغی شد و او بپنج هزار مرد بدرقلعه اسفراین آمد و مدت یک ماه حصار را دربندان کرد و بعد از آن روزی پهلوان حسن دامغانی که از بزرگان سربدار بود و از روزگار خواجه مسعود در میان سربداران مشارالیه بود و سپهسالار پهلوان حیدر قصاب بود با محمد حنطابادی و قتلوق بوغا اتفاق کردند و در طهارت گاه پهلوان حیدر را زخم زده شهید کردند و در بیرون حصار شهر، سر او را ببریدند و پهلوان نصراﷲ باشتینی را آواز دادند و خواجه لطف اﷲ پسر خواجه مسعود در حصاراسفراین بود و پهلوان نصراﷲ و پهلوان حسن دامغانی هر دو اتابک خواجه لطف اﷲ بودند، نقاره بنام امیرزاده لطف اﷲ زدند و سر پهلوان حیدر را بسبزوار فرستادند و کان ذلک فی شهر ربیع الثانی سنه احدی و ستین و سبعمائة ( 761 هَ. ق. ). ( تذکره دولتشاه سمرقندی ). و نیز رجوع بتاریخ مغول تألیف اقبال ص 473 ببعد شود.
جمله سازی با پهلوان حیدر قصا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زن میگوید که پسرِ بزرگش را سالها پیش در راهی گم کرده، و اکنون که جز پسر کوچکتر، یعنی پهلوان حیدر، کسی ندارد، حیدر و دخترِ خان بیک به هم دل بستهاند.