پشم ریختن

مترادف‌ها

ریزش مو

متضادها

پشم درآوردن

فرهنگ معین

( ~. تَ )(مص ل. ) بی اعتبار شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) از اعتبار افتادن: فلانی دیگر پشمش ریخته.

ویکی واژه

بی اعتبار شدن.

جمله سازی با پشم ریختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نمدمالی در استان‌های کرمانشاه، مازندران، خراسان، سمنان، چهارمحال و بختیاری و … رواج دارد. برای تولید نمد ابتدا نقش موردنظر را با پشم‌های رنگی روی یکپارچهٔ کرباس طراحی می‌کنند. سپس پشم حلاجی شده را روی تمام سطح پارچه قرار می‌دهند و پارچهٔ کرباس را می‌پیچند. با ریختن آب جوش بر آن و فشردن مداوم کار، نمد تولید می‌شود. نمدمالی کاری طاقت‌فرسا محسوب می‌شود.

💡 وقتی فصل تغییر می‌کند و هوا سرد می‌شود، گوسفندان شروع به پشم ریختن می‌کنند تا بدن خود را برای شرایط جدید آب و هوایی آماده کنند.

💡 در مزارع بزرگ، کشاورزان همیشه مراقب هستند که زمان مناسب پشم ریختن حیوانات را برای چیدن راحت‌تر و سلامت آن‌ها به خوبی مدیریت کنند.

💡 مشاهده پشم ریختن بر روی زمین در فصل بهار نشان‌دهنده تغییرات طبیعی در چرخه زندگی حیوانات و آماده شدن طبیعت برای فصل رشد است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران