پرچانگی کردن
مترادفها
پربار کردن، خرم کردن
فرهنگ معین
(پُ نِ. کَ دَ ) (مص ل. ) پر - حرفی کردن، وراجی کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پرگویی کردن وراجی کردن پرحرفی کردن.
ویکی واژه
پرحرفیکردن
پر حرف بودن، پر حرفی کردن، وراجی کردن؛ چانه لق.
جمله سازی با پرچانگی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرچه نشانگانهای سرطانی یک خطر افزایش یافته سرطان را نمایش میدهند ولیکن خطر متفاوت است. برای برخی از آن بیماریها، سرطان در آغاز بروز نمیکند. در اینجا بحث بر روی خطر افزایشی سرطان همراه آن متمرکز شدهاست. این سیاهه به دور از پرچانگی و توضیح زیاد است.