ظاهر کردن
مترادفها
نمایان کردن، آشکار کردن، جلوه دادن
متضادها
پنهان کردن، مخفی کردن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آشکار کردن نمایان ساختن.
ویکی واژه
sviluppare
جمله سازی با ظاهر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدان که ظاهر کردن عبادت باشد که ریا بود، اما معصیت پنهان داشتن به همه وقتی روا بود به سبب هفت عذر:
💡 فغان: ظاهر کردن احوال درون را گویند.
💡 و گفت: چنانکه خداوند تعالی فریضه کرد بر انبیا ظاهر کردن معجزات و براهین، همچنان فریضه کرد بر اولیا پنهان کردن احوال و مقامات تا چشم اغیار بر آن نیفتد و کس آنرا نبیند و نداند.
💡 جمال: ظاهر کردن کمالات معشوق است، به جهت زیادتی رغبت و طلب عاشق.
💡 چشم شهلا: ظاهر کردن احوال و کمالات و علو مرتبۀ سالک را گویند و غیر او و منبع شهرت از این مقام خیزد و این از مکر و استدراج کمتر خالی شود.
💡 تلاش برای ظاهر کردن احساسات درونی در برابر دیگران، گاهی میتواند باعث ایجاد سوءتفاهمهای جدی و آسیب دیدن روابط دوستانه و خانوادگی شود.
💡 مهندس مسئول پروژه سعی داشت با ظاهر کردن تواناییهای فنی خود، اعتماد مدیران ارشد شرکت را برای دریافت پروژههای بزرگتر به دست آورد.
💡 نویسنده در این رمان سعی کرده است با ظاهر کردن شخصیتهای پیچیده، خواننده را به چالش کشیده و او را در داستان غرق کند.