بر جسته کردن
برجسته ساختن، آشکار و نمایان کردن؛ همچنین میتواند به معنای مهم جلوه دادن چیزی باشد.
مترادفها
برجسته کردن، نمایان کردن، آشکار کردن، متمایز کردن
متضادها
فرو رفتن، پنهان کردن
برجسته ساختن، آشکار و نمایان کردن؛ همچنین میتواند به معنای مهم جلوه دادن چیزی باشد.
برجسته کردن، نمایان کردن، آشکار کردن، متمایز کردن
فرو رفتن، پنهان کردن