لغت نامه دهخدا
اعتبار افتادن. [ اِ ت ِ اُ دَ ] ( مص مرکب ) ارزش و ارج یافتن:
از این مطلع که در تشبیه کلکش در خط آوردم
بر ابنای زمانم تا قیامت اعتبار افتاد.بدر چاچی ( از ارمغان آصفی ).رجوع به اعتبار شود.
اعتبار افتادن. [ اِ ت ِ اُ دَ ] ( مص مرکب ) ارزش و ارج یافتن:
از این مطلع که در تشبیه کلکش در خط آوردم
بر ابنای زمانم تا قیامت اعتبار افتاد.بدر چاچی ( از ارمغان آصفی ).رجوع به اعتبار شود.
ارزش و ارج یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس اگر موقعيتى را كه طلا و نقره در اجتماع دارند، و رلى را كه در حفظ قيمت ها و سنجشنسبت ها كه ميان اجناس و اموال هست به دقت در نظر بگيريم بخوبى روشن مى شود كهنقدين در حقيقت نمايش دهنده نسبت هائى است كه هر چيزى به چيرهاى ديگرى دارد، و بهمينخاطر كه نمايش دهنده نسبت ها است و يا به عبارتى اصلا خود نسبت ها است بهمين جهت بابطلان و از اعتبار افتادن آن، همه نسبت ها باطل مى شود همچنانكه ركود در آن مستلزم ركوددر آنها است.