لغت نامه دهخدا
پرتو کردن. [ پ َ ت َ / تُو ک َدَ ] ( مص مرکب ) در بعض لهجات ایرانی، پرتاب کردن.
پرتو کردن. [ پ َ ت َ / تُو ک َدَ ] ( مص مرکب ) در بعض لهجات ایرانی، پرتاب کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیر I شکل کارآمدترین نوع در یک جهت خمش است: از بالا و پایین نگاه کردن به تیر به عنوان I. اگر تیر در جهتهای کناری خم شود، به عنوان H عمل میکند که در آن کارایی کمتری دارد. کارآمدترین شکل برای هر دو جهت در یک جعبه دو بعدی (یک پوسته مربع) است اما کارآمدترین شکل برای خمش از هر جهت، یک پوسته یا لوله استوانه ای است. اما، برای خم شدن یک طرفه، پرتوی I یا پهنای فلنج برتر است. [نیاز به استناد]
💡 مرحله دوم : اطلاعات سی تی اسکن و ام آر آی به سیستم کامپیوتری سایبر نایف جهت برنامهریزی درمان داده میشود. نرمافزار پیشرفته این سیستم روباتیک به صورت بسیار دقیق برای نابود کردن تومور، نوع، مقدار و جهت تابش پرتو را برنامهریزی میکند. در این مرحله با نظر متخصص مشخص میگردد چند جلسه برای درمان تومور کافی میباشد.
💡 زئوس، از پرتو لیزر حالت جامد با ظرفیت حرارتی ۱۰ کیلووات، برای گرم کردن مهمات هدف، تا حدی استفاده میکند که باعث مشتعل شدن و شروع سوختن مواد منفجره شود. این شیوه، باعث وقوع یک انفجار با شدت پایین میشود که آسیبهای جانبی را به حداقل میرساند.