لغت نامه دهخدا
( پای پس آمدن ) پای پس آمدن. [پ َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از گریختن و هزیمت شدن و کم آمدن از حریف خود باشد. ( تتمه برهان قاطع ).
( پای پس آمدن ) پای پس آمدن. [پ َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از گریختن و هزیمت شدن و کم آمدن از حریف خود باشد. ( تتمه برهان قاطع ).
( پای پس آمدن ) کنایه از گریختن و هزیمت شدن و کم آمدن از حریف خود باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من از بیم جان اوفتادم ز پای پس از لختی آمد چو هوشم به جای
💡 پای پیش و پای پس تا ثلث شب که بخواهم یا بخسپم خشکلب
💡 پای پیش و پای پس در راه دین مینهد با صد تردد بی یقین
💡 می روی امروز اگر چه پیش پیش سیدا رفته رفته همچو نقش پای پس خواهی شدن
💡 به هر جا کآفتاب آنجا نهد پای پس دیوار باشد سایه را جای