لغت نامه دهخدا
نک و ناله. [ ن ِ ک ُ / ن ِک ْ ک ُ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) نک و نال. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نک و نال شود.
نک و ناله. [ ن ِ ک ُ / ن ِک ْ ک ُ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) نک و نال. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نک و نال شود.
نک و نال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتم آید اثری در دلش از ناله و آه وه که آه از اثر و ناله ز آهنگ افتاد
💡 بی دوست ناله از من شیدا عجب مدار بی گل فغان و ناله ز بلبل عجیب نیست
💡 پيروزى او به شكست تبديل گرديد، و شهد در كامش شرنگ شد. به جاى كوبيدن خاندانوحى، خود كوبيده شد. آرى، حق در همه جا پيروز است و ناله مظلوم از قدرت ظالم قويتر.
💡 اگرچه نیست غیر از کوه غم فریادرس ما را همان خرج فغان و ناله می گردد نفس ما را
💡 همه بلبلان و سرود خوش من و نالهای که درین چمن ز سرایتش دو سه قطرهای ز دلی به چشم تری رسد
💡 4 - پناهندگى آهو به امام سجاد (ع ) حمران (ره ) مى گويد: امام سجاد (ع ) با جمعى از اصحاب نشسته بودند ناگهانآهويى آمد و زوزه مى كشيد و ناله مى كرد و در پيشگاه امام سجاد (ع ) دستهايش را به زمينمى كوبيد.