نک و نال. [ ن ِ ک ُ / ن ِک ْ ک ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) در تداول، شکایت. گله. اظهار عدم رضایت. شکایتی نه روشن و واضح. ( یادداشت مؤلف ). ناله و زاری. نغنغ. شکوه و شکایت. اظهار درد زن حامله در موقع نزدیکی زایمان. ( فرهنگ فارسی معین ). از سنگینی باری یا دشواری کاری یا تحمل دردی یا نامطبوعی و ناپذیری امری به نرمی و ابهام نالیدن و شکوه کردن.
- نک و نال کردن؛ لندلند و نغنغ کردن.
(نِ کُ ) (اِمر. ) (عا. ) ۱ - ناله و زاری، شکوه و شکایت. ۲ - اظهار درد زن حامله در موقع نزدیکی زایمان.
(اسم ) ۱ - ناله و زاری نغ نغ شکوه و شکایت. ۲ - اظهار درد زن حامله در موقع نزدیکی زایمان.
(عا.)
ناله و زاری، شکوه و شکایت.
اظهار درد زن حامله در موقع نزدیکی زایمان.
💡 روزى خودم حاضر بودم كه ناگاه ديدم ميرزا در زمانى زودتر از موقعى كه بايد مىآمدند با حالتى غير عادّى و پريشان و نالان از پلّه هاى حجره بزير آمد وداخل مجلس شد در حالى كه مى فرمود:
💡 بر بط آبستن تن و نالان دل و مردان به طبع جان بر آن آبستن فریاد خوان افشاندهاند
💡 سرانجام قافله حسينى به مدينه بازگشت. زينب كبرى گريان و نالان در مسجدرسول خدا صلى اللّه عليه و آله قبر شريف آن حضرت را در آغوش گرفت و ندا سر دادكه: اى جد ما، خبر شهادت حسين را برايت آورده ام.(442)
💡 مؤ لف گويد: به راستى حاجى مزبور علاقه شديدى به حضرت سيدالشهداء نصيبششده است در همان مجلس دو ساعتى چند مرتبه كه اسم مبارك آن حضرت را مى برد بىاختيار گريان و نالان مى شد و چند دقيقه نمى توانست سخن گويد و مى فرمود طاقت ذكرمصيبت آن حضرت را ندارم.
💡 غریب و بیکس و نالان چو افتادی زعجز از پا زعرشت دستگیر آمد چمن اندر چمن بینی
💡 راوى مى گويد تا به آن روز، آن مردم را، از زن و مرد، چنان گريان و نالان نديدهبودند! آنگاه زهرا رو به جمع انصار كرد و فرمود