فرهنگستان زبان و ادب
{seismic gap} [ژئوفیزیک] قطعه ای از یک گسل فعال که در دورۀ فعالیت گسل، کلان زمین لرزه ای ایجاد نکرده باشد
{seismic gap} [ژئوفیزیک] قطعه ای از یک گسل فعال که در دورۀ فعالیت گسل، کلان زمین لرزه ای ایجاد نکرده باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از شرم آنکه نیست ره آورد به ز جان چون زلف تو به لرزه فکنده سرآیمت
💡 برو پوشیدگان، هوئی در افتاد کزان هو، لرزه در بام و در افتاد
💡 نسیم آشنائی لرزه میاندازدم بر تن چو سروی را به لطف قد رعنای تو میبینم
💡 چو زال این سخنهای نشنیده دید به لرزه در آمد به مانند بید
💡 ز انقلابات طبیعت، خیل خیل رعد و برق و لرزه و طوفان و سیل