ملک ران

لغت نامه دهخدا

ملک ران. [ م ُ ] ( نف مرکب ) اداره کننده ملک. فرمانروایی کننده. فرمانروا:
ناهید لهوگستر و برجیس دین پژوه
کیوان شاه پرور و خورشید ملک ران.عثمان مختاری ( دیوان چ همایی ص 454 ).و رجوع به ملک راندن و ملک رانی شود.

فرهنگ عمید

پادشاه، فرمانروا.

فرهنگ فارسی

( صفت ) سلطنت کننده پادشاه.

جمله سازی با ملک ران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ور ز دیار فنا شاهسوار عدم آوردش زیر ران روی سوی ملک بقا

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز