لغت نامه دهخدا
مخروطی نوک. [ م َ ن ُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) دسته ای از سبکبالان که دارای نوک مخروطی هستند و گنجشک و قناری و سهره جزو این دسته می باشند. ( از لاروس ).
مخروطی نوک. [ م َ ن ُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) دسته ای از سبکبالان که دارای نوک مخروطی هستند و گنجشک و قناری و سهره جزو این دسته می باشند. ( از لاروس ).
یا مخروطی نوکان. ( جمع مخروطی نوک ) دستهای از سبکبالان که دارای نوک مخروطی قوی هستند. انواع گنجشک و قناری و سهره جزو این دسته میباشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در روم باستان نوآوریهای بر روی بوتهها صورت گرفت که با استفاده از آن میتوانستند آلیاژهایی جدید را تولید کنند. در این زمان و دوره شکل بوتههای آهنگری و نحوهٔ ذوب و گرمایش آنها تغییر کرد. بوتهها به جای شکل گرد و نوک تیز بیشتر به شکل مخروطی ساخته میشدند و برخلاف بوتههای گذشته که شکل نامنظمی داشتند و از بالا گرم میشدند، این بوتهها از پایین گرم میشدند. در برخی موارد این بوتهها دیوارههای نازکتری داشته و خاصیت نسوز بودن داشتهاند.
💡 در مورد نمودارهای جهت دار، نوک پیکانها یک قرارداد گرافیکی رایج را تشکیل میدهند تا جهت خود را نشان دهند؛ با این حال، مطالعات کاربر نشان دادهاست که قراردادهای دیگر مانند مخروطی کردن این اطلاعات را بهطور مؤثرتری ارائه میدهند. ترسیم مسطح رو به بالا از این قرارداد استفاده میکند که هر یال از یک راس پایینتر به یک راس بالاتر جهتگیری میشود و نوک پیکان را غیرضروری میکند.