قوت کردن

لغت نامه دهخدا

قوت کردن. [ ق ُوْ وَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زور دادن: و چندانکه از بالا مردم قوت کردند فایده نداشت. ( ابن البلخی ص 138 ). پس کمند در بند صندوق بست، گفت: ای آتشک ! برکش. آتشک قوت کرد و نتوانست، گفت زور ندارم. ( سمک عیار ج 1 ص 226 از فرهنگ فارسی معین ).
لیکن چه توان کرد چو قوت نتوان کرد
با گردش ایام به بازوی شجاعت.سعدی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) زور دادن: پس کمند دربند صندوق بست گفت:ای آتشک. برکش. آتشک قوت کرد و نتوانست گفت: زور ندارم.

جمله سازی با قوت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منتقد گیم اسپات نقطه قوت بازی را جنگ ها و ویژگی هک کردن، کاراکترهای فرعی و دنیای باز دانست.

💡 مغول‌ها به عنوان تاکتیک‌های نظامی و (مسائل) جا به جایی نفوذ خود را بر این نواحی از روسیه محدود کردند. روسیه مسکویت تحت اشغال مغول‌ها، شبکه پست جاده‌ای، آمار، نظام مالی، و سازمان نظامی خود را نیز توسعه دادند. نفوذ (مغول‌ها) را دربخش شرقی روسیه تا قرن هفدهم به قوت خود باقی ماند، زمانی که حکام روسی تلاش محسوسی را برای غربی کردن کشور خود انجام می‌دادند.

💡 نوما، با یکدست کردن آیین پرستش در میان طوایف گوناگون روم، وحدت و ثبات حکومت را قوت داد؛ و، به عقیدهٔ سیسرون، با دیندار کردن رومیان پرخاشجو، چهل سال آرامش را به مردم خویش ارزانی داشت.

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کرم یعنی چه؟
کرم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز