لغت نامه دهخدا
عروسک باز. [ ع َ س َ ] ( نف مرکب ) عروسک بازنده. دختری که با عروسک بازی کند یعنی با لعبت بازی کند. ( آنندراج ). رجوع به عروسک شود:
عروسک باز با طفل خیالش
هراسان مردم دیده ز خالش.حکیم زلالی ( در حکایت دختر زال، از آنندراج ).
عروسک باز. [ ع َ س َ ] ( نف مرکب ) عروسک بازنده. دختری که با عروسک بازی کند یعنی با لعبت بازی کند. ( آنندراج ). رجوع به عروسک شود:
عروسک باز با طفل خیالش
هراسان مردم دیده ز خالش.حکیم زلالی ( در حکایت دختر زال، از آنندراج ).
( صفت ) کسی که با عروسک بازی کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سایه بازی چهار نوع اجرا وجود دارد: بازیگرانی که از بدن خود به عنوان سایه استفاده می کنند، عروسک هایی که بازیگران آنها را به عنوان سایه در زمان روز نگه می دارند، تماشای فضایی و تماشای سایه ها از دو طرف صفحه.
💡 نمایش عروسکی یا خیمهشببازی طبق آخرین نظریهها در اصل از ایران شروع شده یا در هند، عروسک سازی و خیمه شب بازی از در هندوستان مرسوم بوده و در مناطق مختلف این کشور با نامهای گوناگونی شناخته میشود. کشف عروسکهایی دوران باستان سفالی از سایتهای باستانی دره سند به عنوان نشانهای از خیمه شب بازی تلقی میشود.
💡 در این دوران کالاهای تجاری کیس به منبع درآمد محکمی برای گروه تبدیل شد. برخی از این محصولات عبارتند از کمیک بوکهای مارول، ماشین پینبال، عروسکهای کیس، کیت گریم کیس، ماسک هالووین، بازی فکری و بسیاری وسایل دیگر. بین سالهای ۷۷ تا ۷۹ فروش محصولات تجاری کیس ۱۰۰میلیون دلار براورد شده.