لغت نامه دهخدا
عروس خانه. [ ع َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جایی که محل عروسی است. خانه ای که در آن عروسی برپاست. ( فرهنگ فارسی معین ). خانه عروس. بیت العروس. رجوع به بیت العروس شود.
عروس خانه. [ ع َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جایی که محل عروسی است. خانه ای که در آن عروسی برپاست. ( فرهنگ فارسی معین ). خانه عروس. بیت العروس. رجوع به بیت العروس شود.
( اسم ) جایی که محل عروس است خانه ای که در آن عروسی بر پاست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنگام حركت عروس از منزل پدر به سوى منزل سعادت يعنى خانه شوهرجبرئيل تكبير مى گفت و ديگر همراهان و مشايعت كنندگان نيز مى گفتند: (اللّه اكبر).
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به شر کمتر، گا، گا، درود بر قهرمانان، ما همه مسیح هستیم، مصائب بالتازار کوبر، ترانه عاشقانهای برای یانوشک، چهلساله، قرارداد، روزها و شبها، خانه کشیش، خیابان فرعی ۴، دهنبهدهن، هفته مقدس، سرزمین موعود، بازجویی، جنزدگان، در خیابان سپولنی و عروسی اشاره کرد.
💡 نقل است که روزی سادات نیشابور به سلام آمده بودند. پسری داشت میخواره، و رباب میزد. از در درآمد و بر ایشان بگذشت و... به این جماعت نیندیشد، جمله متغیر شدند. احمد آن حال بدید. ایشان را گفت: معذور دارید که ما را شبی از خانه همسایه چیزی آوردند. بخوردیم، شب ما را صحبت افتاد، وی در وجود آمد. تفحص کردم، و مادرش به عروسی رفته بود، به خانه سلطان، و از آنجا چیزی آورد.
💡 پدر خونی هاردین به پرتغال میآید و برای او وثیقه میگذارد. او با هاردین صحبت میکند و به او انگیزه میدهد، با گفتن اینکه او هم میتواند برای تسا جایی در قلبش نگه دارد، هم به آرامی روی حرکت رو به جلو کار کند. هاردین در حالی که مشغول تمیز کردن خانه است، کارت دعوت عروسی لندِن را میبیند که از او میخواهد ساقدوشش باشد. او تصمیم میگیرد کمی بیشتر بماند و سعی کند چیزی بنویسد.
💡 براى خانواده اى حادثه ناگوارى پيش آمده بود، به اين صورت كه در شب عروسىدشمنان عروس آمده بودند و عروس را از خانه اش دزديده بودند، و كسى اطّلاع نداشت كهعروس را كجا برده اند، شب عروسى بود خانواده عروس و داماد جمع شده بودند مراسمعروسى را برگزار كنند و نزديك غروب ديده بودند عروس نيست خيلى نگران شدهبودند و جاهايى را كه احتمال مى دادند جستجو كرده بودند.