سراب کر

لغت نامه دهخدا

سراب کر. [ س َ ک َ ] ( اِخ )دهی است از دهستان میربیک بخش دلفان شهرستان خرم آباد واقع در 33 هزارگزی باختر نورآباد و 22 هزارگزی باختر راه شوسه خرم آباد بکرمانشاه. هوای آنجا سرد و دارای 600 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه و مزرعه کمره تأمین می شود. محصول آنجا غلات، لبنیات، پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی زنان سیاه چادر و قالی و طناب بافی است. راه آن مالرو است. ساکنین از طایفه حاتم و علی عبدالی و محمدخانی بوده زمستان رابه قشلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان میربیک بخش دلفان شهرستان خرم آباد.

جمله سازی با سراب کر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عمر جاوید شود در نظرش موج سراب خضر اگر زخمی ازان خنجر سیراب خورد

💡 سلطان دلان به عرش براهیم بنده‌وار از بهر آب دست سراب قد خمیده‌اند

💡 حیدر خان شفیعی نماینده سراب و میانه در دوره هجدهم مجلس شورای ملی بود.

💡 سراب پرده چاهی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خرم‌آباد در استان لرستان ایران است.

💡 سراب داراب، روستایی از توابع بخش بیرانوند شهرستان خرم‌آباد در استان لرستان ایران است.

💡 سینه می‌سودیم چون موج از عطش در هر سراب سیلی همت ولی بر روی کوثر می‌زدیم

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز