لغت نامه دهخدا
سایر کردن. [ ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رایج کردن. متداول. جاری کردن. معمول کردن.
سایر کردن. [ ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رایج کردن. متداول. جاری کردن. معمول کردن.
متداول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعضاً رانندگان کابلهای جامپر و سایر تجهیزاتی که ممکن است در صورت تخلیه تصادفی باتری (مثلاً با روشن ماندن چراغهای جلو، چراغهای داخلی یا سوئیچ احتراق در حالی که موتور خاموش است) کارایی داشته باشند را همراه خود دارند. روشهای ایمن برای اتصال و جدا کردن کابلها در کتابچهٔ راهنمای خودرو آورده شده است.
💡 در سخت کردن PMMA و در سایر کامپوزیتها، سنتز ذرات هسته-پوسته از طریق پلیمریزاسیون رادیکال انتقال اتمی که دارای یک لایه پلیمری بیرونی است که دارای خواص مشابه با فاز اولیه است که چسبندگی ذرات به ماتریس را افزایش میدهد، رایج است. توسعه ذرات پوسته هسته سازگار با PMMA با دمای انتقال شیشه ای پایین با حفظ شفافیت نوری مورد توجه معماران و شرکتهای خودروسازی است.
💡 در شروع یک پروژه، مشاوران حقوقی به دنبال شناسایی ابهامات و سایر منابع احتمالی مشکل ساز در ساختارهای پیمانکاری میگردند و گزینههایی برای جلوگیری از بروز مشکلات ارائه میدهند. در طول پروژهها، آنها برای جلوگیری و برطرف کردن درگیریهایی که بهوجود میآیند فعالیت میکنند. در هر حالت، وکیل مبادله تعهداتی را که مطابق با واقعیت پروژه باشد تسهیل میکند.
💡 مؤسسه تومانیانس برای مشتریان خود حساب جاری باز میکرد و تا شش درصد به موجودی این حسابها بهره میپرداخت. این بهره قابل ملاحظه سبب توجه خاص مردم به باز کردن حساب در این تجارتخانه و از عوامل مؤثر توفیق برادران تومانیانس به رقابت با سایر موسسات شد و در نتیجه افزایش سپردههای جاری، تجارتخانه قادر شد اعتبارات وسیعی به مشتریان خود اعطا کرده، بیش از پیش در اقتصاد کشور سهیم گردد.