ساقی بک
لغت نامه دهخدا
ساقی بک. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سرولایت بخش سرولایت شهرستان نیشابور، واقع در 3هزارگزی جنوب باختری چکنه بالا. کوهستانی و هوایش معتدل، آبش از قنات و محصولش غلات است و 94تن سکنه دارد که به زراعت و کرباس بافی میگذرانند. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جمله سازی با ساقی بک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساقی تو بده باده و مطرب تو بزن رود تا میخورم امروز که وقت طرب ماست
💡 بیا، ساقی، از آن می که راحت جانست به جان رسید روانم ز رنج مخموری
💡 وی نحمیا نام داشت، هم مشاور شاه در امور یهودیان بود و هم ساقی شاه بود.
💡 شبستان یافت زینت از چراغ ساغر و ساقی به سرو و لاله و گل بی تکلف به ز بستان شد
💡 چه ساقیی تو که پیوسته از می لطفت پر است ساغر غیر و شکسته ساغر من
💡 عالم مستیست ساقی، دور ما را مگذران رفت آن دوران که ما تاب تغافل داشتیم