زره کلاه

لغت نامه دهخدا

زره کلاه. [ زَ / زِ رِ ه ِ ک ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مغفری که از کناره های آن پارچه زره مانندی آویزان است تا در هنگام نبرد، گردن را محافظت نماید. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زره خود و زره شود.

جمله سازی با زره کلاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر اساس فهرستی از سال ۱۷۹۰، این اسلحه حاوی بیش از ۱۰۰ قطعه زره کامل برای سواران، بیش از ۱۱۰۰ زره پوش، نیزه و ریش کلاه ایمنی بود. همچنین ۴۱۵ خمپاره، ۴۶۰ توپ آهنی و ۱۳۰ توپ برنزی وجود داشت. با این حال، بسیاری از آنها احتمالاً در آن زمان از نظر نظامی منسوخ و بدون استفاده شده بودند.

💡 زره دادش و خود و زرّین سپر کلاه و نگین، اسپ و تیغ و کمر

💡 درفش‌دار، جوان و بی‌ریش است و کلاه بزرگان (تقریباً استوانه‌ای بلند) بر سر نهاده و زره پوشیده‌است و بر اسبی سوار است و درفش را با دو دست نگه داشته. درفش، شیئی میله‌مانند و افقی است که سه گوی نواردار بر بالای آن وصل است و دو منگولهٔ بزرگ از گوشه‌هایش آویخته و دسته‌اش چون ساقهٔ نیزه عمودی بدست گرفته شده‌است.

💡 گه از عبیر کند بر مه دو هفته زره گه از بنفشه کند بر گل شکفته کلاه