زبان به کام کشیدن. [زَ ب ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از ساکت شدن و خاموش شدن. ( خلاصه بهار عجم ) ( آنندراج ): زبان بکام مکش وحشی از فسانه عشق بگو که خوش تر از این داستان نمیباشد.وحشی.بصد فریب ظهوری زبان بکام کشید چنان مکن که لبش باز درخروش افتد.ظهوری ( از آنندراج ).رجوع به زبان درکشیدن شود.
جمله سازی با زبان به کام ک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آرى ! امام از هر فرصت بهره مى گيرد و زبان به ابلاغ رسالت مى گشايد.
💡 پس، هشیار باش و زبان به عیب دیگران مگشای و چنین ندانی که پرده پوشی پروردگار ستار، همین در دار دنیاست، و در عرصه عقبی پرده از روی کار برخواهد داشت زنهار، زنهار.
💡 ظاهر آيات سوره مريم اين است كه او در همان روزهاى آغاز تولدش زبان به سخن گشود،كارى كه براى هيچ نوزادى عادتا ممكن نيست و اين خود يك معجزه
💡 و گفت: سی سال است تا هر وقت که خواهم که حق را یاد کنم دهان و زبان به سه آب بشویم، تعظیم خداوند را.
💡 زبان به وصف تو قاصر بود به وقت ثنا بیان ز مدح تو عاجز شود به وقت مدیح
💡 مـوسـى به ياد پيمان خود افتاد و زبان به عذرخواهى گشود و گفت: مرا به فراموشيممؤ اخذه نكن و كار را بر من سخت مگير و از مصاحبت خويش محرومم مدار.