لغت نامه دهخدا
کیسه گشا. [ س َ / س ِ گ ُ ] ( نف مرکب ) گشاینده کیسه. توسعاً، آنچه حوائج زندگی را برطرف کند. آنچه مایه رفع احتیاجات باشد:
حجره آهنین نگر حقه ٔآبگینه بین
لعل در این و زر در آن کیسه گشای زندگی.خاقانی.
کیسه گشا. [ س َ / س ِ گ ُ ] ( نف مرکب ) گشاینده کیسه. توسعاً، آنچه حوائج زندگی را برطرف کند. آنچه مایه رفع احتیاجات باشد:
حجره آهنین نگر حقه ٔآبگینه بین
لعل در این و زر در آن کیسه گشای زندگی.خاقانی.
گشایند. کیسه توسعا آنچه حوائج زندگی را بر طرف کند. آنچه مای. رفع احتیاجات باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من نمیآیم فروتر از هزار گر خریداری گشا کیسه بیار