لغت نامه دهخدا
ره زدگی. [ رَه ْ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت ره زده. ره سوده. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به ره زده شود.
ره زدگی. [ رَه ْ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت ره زده. ره سوده. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به ره زده شود.
حالت و وصف ره زده. ره سوده
💡 در سالهای ۱۷۴۴ تا ۱۹۵۴ نقطهٔ صفر درجه به عنوان نقطهٔ یخ زدگی آب و ۱۰۰ درجه به عنوان نقطهٔ جوش آب در فشار یک اتمسفر در نظر گرفته میشد. امروزه این تعریفها بیشتر در دوران مدرسه کاربرد دارد.
💡 روغنی که برای روغنکاری طناب فولادی مورد استفاده قرار میگیرد باید به راحتی در طناب نفوذ کند , قسمتهای داخلی و سطح خارجی آن را بپوشاند , با آب شسته نشود و در برابر زنگ زدگی از طناب محافظت کند.
💡 از وانادات میتوان برای محافظت از فولاد در برابر زنگ زدگی و خوردگی توسط پوشش تبدیل استفاده کرد. از فویلهای وانادیمی برای کِلَدینگ تیتانیم به فولاد استفاده میشود چرا که با هر دو فلز سازگار است. سطح مقطع ضبط نوترون حرارتی متوسط و نیمه عمر کوتاه ایزوتوپهای تولید شده توسط جذب نوترون، وانادیم را به ماده ای مناسب برای ساختار داخلی رآکتور همجوشی تبدیل میکند.
💡 کلایدرمن یکی از پرکارترین پیانیستهای پاپ و کلاسیک است. مجموعه آثار ضبط شدهٔ وی، کلکسیون بی نظیری از محبوبترین ملودیهای دنیا با اجرای پیانو و ارکستر کلاسیک - پاپ است. در یک ارزیابی کلی غیرمنصفانهاست که آثار وی در همسویی با پسند عامه مردم، در حد عوام زدگی فرو افتد.