رق چشمه

لغت نامه دهخدا

رق چشمه. [ رَ چ ِ م َ / م ِ ] ( اِخ ) ده از دهستان کتول بخش علی آباد شهرستان گرگان. آب آن از چشمه سار. محصولات عمده آنجا غلات و لبنیات. صنایع دستی زنان آنجا شال و کرباس بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

جمله سازی با رق چشمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این بنا به طول ۲۰ متر و عرض ۵۰ / ۳ سانتی‌متر از ۲ چشمه طاق رومی تشکیل شده طاق کوچکتر با عرض سه متر و ارتفاع ۳۰ / ۱ سانتی‌متر و طاق بزرگتر با عرض ۶ متر و ارتفاع ۲۰ / ۳ سانتی‌متر از باشکوهترین قسمت این اثر است.

💡 چشم مرا چو چشمه خورشید نور داد خاک جناب حضرت شاه رهی نواز

💡 سیا یا سیو در زبان تالشی هم‌معنی سیاه در زبان فارسی است و کَش یعنی جوی آبی که از چشمه‌ای جاری است و سیاکش یعنی جوی سیاه‌رنگ.

💡 این سبزه و این چشمه و این لاله و این گل آن شاخه ندارد که بگفتار در آید

💡 این چشمه در کوه‌های جنوب غربی خوانسار با دبی ۴۰ لیتر در ثانیه در پارک ملی سرچشمه خوانسار واقع شده‌است و از نوع چشمه‌های آهکی در این شهر است. آب این چشمه به همراه سایر چشمه‌ها به رودخانه این شهرستان می‌پیوندد.

💡 چشمه آبله ما به گهر پیوسته است غوطه در گنج زد آن کس که پی ما برداشت

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز