لغت نامه دهخدا
ذیسعادت. [ س َ دَ ] ( ع ص مرکب ) در عناوین نویسند: خدمت ذیسعادت فلان...
ذیسعادت. [ س َ دَ ] ( ع ص مرکب ) در عناوین نویسند: خدمت ذیسعادت فلان...
دارای سعادت خوشبخت ( در عنوان کسان نویسند: خدمت ذی سعادت.. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نو عز و نو بزرگی و نو لهو و نو طرب نو ملک و نو سعادت و نو روز و نو بهار
💡 دلا از جان و دل بگذر چو جانان ترک جان گوید سعادت کار فرما هر چه یار مهربان گوید
💡 سعادتآباد یک روستا در ایران است که در بخش مرکزی شهرستان سمیرم در استان اصفهان واقع شدهاست. سعادتآباد ۱۲۸ نفر جمعیت دارد.
💡 فرمود: همانا حقيقت و واقعيّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ عليه السلام درزمان حيات و پس از رحلتش خواهدبود.
💡 ملک هفت اقلیم را زیر نگین آوردهای هم به اقبال و سعادت هم به مردی و هنر
💡 مساله ديگر درباره انسان، مساله سعادت و لذت انسان است. اين را هم به طوراجمال و اشاره برگزار مى كنم: