لغت نامه دهخدا
دوال پای. [ دَ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) کسی که پایش مانند تسمه دوال چرمی نرم و باریک باشد. || مکار و دغاباز. ( آنندراج ). رجوع به دوال پا شود.
دوال پای. [ دَ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) کسی که پایش مانند تسمه دوال چرمی نرم و باریک باشد. || مکار و دغاباز. ( آنندراج ). رجوع به دوال پا شود.
( صفت اسم ) ۱ - کسی که دارای پاهای دراز و باریک مانند دوال باشد مرد باریک ساق و شل. ۲ - مردمی که در بیابانها و جنگلها زیست کنند و دارای پاهای دراز و باریک مانند دوال و تسمه چرمین اند و خود را شل وانمود میکنند و مسافران را وادار سازند که ایشانرا بر پشت خود حمل کنند. در این صورت پاهای خود را بر گردن این بیچارگان می پیچند و اگر موافق میل ایشان حرکت نکنند آنانرا خفه سازند غول بیابانی ( اساطیر ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زانکه چون غول در سرای شود گردنت را دوال پای شود
💡 در اسطورهشناسی ایرانی دوالپا مصداق آدم سمجی است که در قالب پیرمردی فرتوت و نهیف و رنجور ظاهر گشته و خود را طالب کمک مینمایاند، طعمه به قصد یاری او را بر دوش خود سوار کرده سپس دوال پا به هر دلیل به حق یا ناحق به پشت او میچسبد و آنجا را رها نمیکند تا طعمه اش جان داده سپس پایین آمده و در انتظار طعمه دیگر میماند، چنانکه وقتی بچهای سماجت میکند و به مادر اصرار میورزد، مادر به او میگوید: «چرا مثل دوالپا به من چسبیدهای؟!»