خو گرفتگی

مترادف‌ها

عادت، انس، آشنایی

متضادها

بیگانگی، ناآشنایی

لغت نامه دهخدا

خوگرفتگی. [ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) الفت. انس. || تعود. اعتیاد. عادت یافتگی.

فرهنگ فارسی

الفت انس

جمله سازی با خو گرفتگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نیاز به یادآوری است، سیستم آینه‌ها و پیچ‌های تنظیم -که قبلاً توضیح داده شد- باید پس از عایق بندی الکترودها و لوله کاواک به انتهای لیزر متصل شود؛ چراکه اگر بدون عایق بندی عمل شود، خطر برق گرفتگی وجود دارد.

💡 مکن چو غنچه گره، خرده زری که تراست که از گرفتگی آید برون به احسان دست

💡 ایده اصلی این تکنیک براساس افزایش حرکت غشاء با استفاده از نیروی فیزیکی ناشی از جریانات هیدرودینامیکی در داخل راکتور است به نحوی که از تشکیل لایه گرفتگی روی سطح غشاء جلوگیری کند.

💡 برگ انجیری سمی نیست ولی میوه کال آن حاوی اسید oxalic است که اگر خورده شود، باعث تحریک فوری و دردناک، تورم، تاول و گرفتگی صدا می‌شود.

💡 شرم‏ به معنی گرفتگی روان است از چیزی، و ترک آن چیز از ترس خواری و پستی که در آن است.

💡 خو گرفتگی تدریجی با محیط جدید می‌تواند به کاهش سطح استرس و اضطراب در افراد تازه‌وارد کمک کند و اعتماد به نفس آن‌ها را افزایش دهد.

💡 در مطالعات رفتارشناسی حیوانات، میزان خو گرفتگی یک گونه با محیط پیرامون خود، عامل بسیار مهمی در بقا و تولید مثل آن‌ها به شمار می‌رود.

💡 برای رسیدن به مهارت بالا در یک زبان جدید، خو گرفتگی با لهجه و ساختارهای دستوری آن زبان پس از تمرین بسیار ضروری است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران