لغت نامه دهخدا
خلق پوش. [ خ َ ل َ ] ( نف مرکب ) کهنه پوش. پوشنده لباس کهنه. || کهنه پوش از درویش و صوفی:
یکی خوبروی و خلق پوش بود
که در مصر یک چند خاموش بود.سعدی ( بوستان ).
خلق پوش. [ خ َ ل َ ] ( نف مرکب ) کهنه پوش. پوشنده لباس کهنه. || کهنه پوش از درویش و صوفی:
یکی خوبروی و خلق پوش بود
که در مصر یک چند خاموش بود.سعدی ( بوستان ).
کهنه پوش پوشنده لباس کهنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرده پوش خلق باش از صد بلا ایمن نشین تیره گردد از نفس آیینه چون ستار نیست
💡 ای در عزات خلق جهانی سیاه پوش نازم بر آن کسی که بگیرد عزای تو