لغت نامه دهخدا
خلاف وعده کردن. [ خ ِ ف ِ وَ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مطابق وعده عمل نکردن. برخلاف پیمان رفتن.
خلاف وعده کردن. [ خ ِ ف ِ وَ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مطابق وعده عمل نکردن. برخلاف پیمان رفتن.
مطابق وعده عمل نکردن بر خلاف پیمان رفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از خلاف وعدهام شد منعفل، وز اضطراب رفت از یادش که بازم وعده دیگر دهد
💡 به کسی فتاده کارم، که به صد خلاف وعده نه به عذرخواهی آید، نه بهانهساز باشد
💡 از فریب وعده فردا،تسلی کی شوم؟ چون به یاد آرم خلاف وعده امروز را
💡 امام عليه السلام فرمود: آياگمان كرده اى خداوند خلاف وعده كرده است ؟
💡 خلاف وعده و پیمان شکستن از آن کج وعده ی پیمان شکن پرس