لغت نامه دهخدا
خلاف نفس الامر. [ خ ِ / خ َ ف ِ ن َ سُل ْ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ضد حقیقت و راستی کار. ( ناظم الاطباء ).
خلاف نفس الامر. [ خ ِ / خ َ ف ِ ن َ سُل ْ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ضد حقیقت و راستی کار. ( ناظم الاطباء ).
ضد حقیقت و راستی کار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به مطلب میرسد هرکس خلاف نفس بگزیند به مقصد عاقبت خواهی رسیده زین تپیدنها
💡 گر تو دل خواهی خلاف نفس جوی رو به دریا تا بکی جویی تو جوی
💡 مراد هر که بر آری مطیع امر تو گشت خلاف نفس که فرمان دهد چو یافت مراد
💡 بر خلاف نفس کن کار ای پسر تا نیفتی خوار در نار سقر
💡 نمیدانم به هر حالی که هستی خلاف نفس کافر کن که رستی
💡 گر کردهایم خیر و نماز و خلاف نفس آن خاکدان تیره به ما گلستان شود