لغت نامه دهخدا
خط بررخسار بستن. [ خ َ ب َ رُ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) موی بر صورت درآمدن. ریش برآوردن. خط بر رخسار آمدن.
خط بررخسار بستن. [ خ َ ب َ رُ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) موی بر صورت درآمدن. ریش برآوردن. خط بر رخسار آمدن.
موی بر صورت در آمدن ریش در آوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر از کمین بناگوش خط برون ناید دگر که داد مرا از تو بیوفا گیرد؟
💡 گرد خجالت از رخ ما عاصیان بشوی خط بر صحیفهٔ عمل ناصواب کش
💡 خط بر آن آتش رخساره نه دود عود است یا ریاحین خلیل و شرر نمرود است
💡 ز خط بر مصحف حسنت فزون شد رغبت دلها که با اِعراب طفلان خوبتر خوانند قرآن را
💡 در دیده اش ز نور سودای نبوده است حرفش غلط برآمد و خط بر رخت غلط
💡 خط بر دمید گرد رخت یا کشیدهاند بر باغ گل ز سبزه ریحان حصارها