خسته جگری

لغت نامه دهخدا

خسته جگری. [ خ َ ت َ / ت ِ ج ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) دلتنگی. غمناکی. ناشادی. ملولی. دل ریشی.

فرهنگ فارسی

۱ - دل ریشی دل آزرده دلی. ۲ - اندوهمندی.

جمله سازی با خسته جگری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کف آبی به دل سوخته غمزده ای زن مشت خاکی به سر خسته خونین جگری کن