لغت نامه دهخدا
خرج راه شدن. [ خ َ ج ِ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) در راه سفر مردن. ( آنندراج ):
مرو ز راه به امیدتوشه دگران
که چون پیاده حج خرج راه خواهی شد.صائب ( از آنندراج ).
خرج راه شدن. [ خ َ ج ِ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) در راه سفر مردن. ( آنندراج ):
مرو ز راه به امیدتوشه دگران
که چون پیاده حج خرج راه خواهی شد.صائب ( از آنندراج ).
در راه سفر مردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت: اى خليفه، قسم به خدا من استطاعت نداشتم وليكن به خدمت كارى و رخت شويى وچرخ ريسى در اين مدت پول جمع كرده صد اشرفىمال سلطان را مهيا كرده ام. خيالم اين بود كه كرايهمال و خرج راه را مهيا كنم و بعد از آن بيايم. در خانه خود نشسته بودم، ناگاه صداىچاوشى كربلا بلند شد كه مى گفت: