بو داشتن

لغت نامه دهخدا

بو داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) دارای بوبودن. || نشانه و اثر داشتن:
او ز یکرنگی عیسی بو نداشت
وز مزاج خم عیسی خو نداشت.مولوی.

فرهنگ فارسی

داری بو بودن. یا نشانه و اثر

جمله سازی با بو داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ششم بدهكاران: صنف ششم بدهكارانى هستند كه قدرت بر اداء بدهى خود ندارند، البتهوقتى جائز است از زكات بدهكارى چنين بدهكارانى را داد كه شخص بدهكار در مسير معصيتو يا در اثر اسراف بدهكار نشده باشد، داشتن خرجسال مانع گرفتن زكات براى پرداخت دين نيست.

💡 اسب تن پی ساز و با رفرف سواران شو رفیق طی نگردد این طریق از اسب و استر داشتن

💡 گل با نسیم کوی تو از پوست می‌آید برون یعنی که نتوان داشتن بوی تو پنهان در بغل

💡 اسرائیل دومین کشور پس از ایالات متحده در داشتن شرکت‌های نوپا و خارج از آمریکای شمالی کشوری است که بیش‌ترین تعداد شرکت‌های فهرست‌شده در بورس نزدک را دارد.

💡 سیتی‌گروپ با در اختیار داشتن ۱۶ هزار شعبه فعال در ۱۴۰ کشور، مالک بزرگترین شبکه ارائه خدمات مالی و بانکداری در جهان می‌باشد. شمار کارکنان این گروه بیش از ۲۵۰ هزار نفر برآورد می‌شود، که به بیش از ۲۰۰ میلیون مشتری در سراسر جهان خدمات عرضه می‌دارند.

💡 گرگ‌زاده‌ عاقبت گرگ‌ است ‌و بی‌شک ‌از خری‌ست گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز