لغت نامه دهخدا
بش انداختن. [ ب ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه پشک انداختن. رجوع به پشک انداختن شود.
بش انداختن. [ ب ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه پشک انداختن. رجوع به پشک انداختن شود.
( مصدر )کودکان برای قرعه کشیدن طریق خاصی دارند که آنرا بش انداختن گویند باین طریق که حلقه وار میایستند و دست راست را پشت سر میبرند و یکنفر ( یا علی ) میگویند و بمجرد ادای این کلمه هم. دستها از پشت سر بجلو میاید در حالیکه هر یک از آنها یک یا دو یا سه یا چهار انگشت از انگشتان یک دست خود را باز گذارده و بقیه را بسته است. آنگاه همانکه یا علی گفته انگشتهای باز را میشمارد و مثلا بیست و یک انگشت شده از خود یا از دیگری که قبلا قرار گذارده اند شمارش میکند. عدد آخر بهر کس افتاده ( باز طبق قرار قبلی ) او را بمیان کشیده بازی خود را ( مثلا بازی باقلا بچند من ) آغاز میکنند پشک انداختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کیوکوشین کاراته نوع خاصی از ماواشی گری برشی ابداع شده که در آن ضربه با پاشنهٔ پا و با چرخش بیشتر کمر و انداختن وزن بدن به سمت حریف انجام میشود. در این شیوه معمولاً به گردن حریف حمله میشود. اویاما بنیانگذار کیوکوشین شیوههای دیگری از ماواشی گری را نیز آموزش میداد که در آنها با ساق پا به ران و دندهها حمله میشود.
💡 پژوهشگران دانشگاه ایلینوی اربانا-شمپین با پشتیبانی دارپا، نشان دادهاند که میتوان با استفاده از رادار غیرفعال چندپایه، یک تصویر رادار دهانه ترکیبی از هدف ساخت که جزئیات احتمالی کافی برای بهراه انداختن تشخیص خودکار هدف را داشته باشد.
💡 زر و سیم جهان از مار افزون می گزد دل را کلید گنج را از کف چومار انداختن دارد
💡 رو به هر جانب که آرد در حصار آهن است هر که را باشد سلاحی چون سپر انداختن
💡 اشكالديگر به آيات مربوط به احتجاجات ابراهيم (ع ) و در آتش انداختن آن حضرت.
💡 عشرت ده روزه را عیش مخلد کردن است مهر گل از دور بینی بر گلاب انداختن