بد حالت

لغت نامه دهخدا

بدحالت. [ ب َ ل َ ] ( ص مرکب ) بدحال: ضیقة؛ بدحالت. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

ضیقه بد حالت.

جمله سازی با بد حالت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این حالت، جفت پاسخهای معادله مشخصه متناظر با نقاط متناهیِ

💡 این طراحی همچنین به هواپیما اجازه ورود به حالت «فوق واماندگی» را می‌داد.

💡 خاکم بباد داد غمش، طرفه حالتی کز جور دوست بر دل مسکین غبار نیست

💡 حالت نخست توجه به ذات پاك پروردگار و لذتى كه از اين توجه به آنها

💡 روزی ز روی لطف نگویی که خود فلان در حالتی چنین خود رده کس چه می خورد؟

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز