لغت نامه دهخدا
بخاک وضو کردن. [ ب ِ وُ ک َ دَ ] ( مص مرکب )تیمم. دست درخاک زدن و به پیشانی مالیدن تیمم را.
بخاک وضو کردن. [ ب ِ وُ ک َ دَ ] ( مص مرکب )تیمم. دست درخاک زدن و به پیشانی مالیدن تیمم را.
تیمم دست در خاک زدن و به پیشانی مالیدن تیمم را.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به اذان و به مسجد و محراب به وضو کردن و طهارت آب
💡 به خون دل وضو سازم برآرم رو به ابرویش که در محراب دلها سجده نتوان بی وضو کردن
💡 نیست حاجت با وضو دست از علایق شسته را تا قیامت می توان بااین وضو کردن نماز