باژ ستان

لغت نامه دهخدا

باژستان. [س ِ ] ( نف مرکب ) باج ستاننده. ( ناظم الاطباء ). باجگیر.( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مَکّاس. ( مهذب الاسماء ).
باژستان. [ ژِ ] ( اِ مرکب ) گمرکخانه. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به باژگاه شود.

فرهنگ فارسی

باج ستاننده

جمله سازی با باژ ستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به لشکر بپیمای توران زمین ستان باژ خاقان و فغفور چین

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز