بازخواست کردن

لغت نامه دهخدا

بازخواست کردن. [ خوا / خا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مؤاخذه کردن. تعزیر کردن. معاتبت کردن. عتاب کردن. توبیخ کردن. ملامت کردن. نکوهش کردن. سرزنش کردن.

فرهنگ فارسی

مواخذه کردن

جمله سازی با بازخواست کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در اواسط ماه ژوئن، معترضین خدمات ام‌آرتی را با مسدود کردن درهای قطار و فشار دادن دکمه‌های توقف اضطراری در ایستگاه‌های مختلف قطار مختل کردند. دموسیستو همچنین در ایستگاه می‌فو تجمع کردند تا سطح آگاهی در مورد این موضوعات را افزایش دهند و از مسافران خواست تا به «حفاظت از دانشجویان» کمک کنند. اختلال در خدمات ام‌آرتی پس از حملهٔ یئون‌لانگ در ۲۱ ژوئیه و معترضین مخل خدمات قطار در ایستگاه آدمیرالتی باعث شد تا شرکت ام‌آرتی به دلیل سوء مدیریت بازخواست شود. انسداد خدمات ام‌آرتی باعث عکس‌العمل‌های متفاوتی از سایر مسافران شد.

💡 گمانه‌زنی و پیگیری قضایی شده است که فیسبوک با منتشر کردن اخبار دروغ و شایعات در انتخابات ۲۰۱۶ ایالات متحده تأثیر بسیاری روی انتخاب شدن دونالد ترامپ داشته باشد که این موضوع فیسبوک را در ایالات متحده مورد بازخواست قرار داد، فیسبوک از این تبلیغات درآمد بسیاری داشت که مسئولان فیسبوک می‌گویند ناچیز است و مقدار هزینه صرف شده را با عنوان حریم خصوصی مشتریان مخفی می‌کنند اما همکاری با کمپین‌های تبلیغاتی را تکذیب نکرده و می‌گویند که متناسب با نیازشان با آن‌ها همکاری داشته‌اند اما هرگونه جانبداری را تکذیب می‌کنند.

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز