لغت نامه دهخدا
بادکش کردن. [ ک َ / ک ِک َ دَ ] ( مص مرکب ) کشیدن خون را بسوی جلد بوسیله بادکش یا شاخ یا استکانی که هوای آنرا بیرون کرده باشند، با مکیدن یا سوختن پنبه و یا چیز دیگر در آن. || حجامت کردن.
بادکش کردن. [ ک َ / ک ِک َ دَ ] ( مص مرکب ) کشیدن خون را بسوی جلد بوسیله بادکش یا شاخ یا استکانی که هوای آنرا بیرون کرده باشند، با مکیدن یا سوختن پنبه و یا چیز دیگر در آن. || حجامت کردن.
( مصدر ) بادکش گذاشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درحالیکه جزئیات انجام بادکش درمانی در نقاط مختلف دنیا متفاوت است، اصل مشترک آن شامل گذاشتن یک ظرف فنجان مانند روی بخش مورد نظر از پوست فرد و ایجاد نوعی خلأ نسبی است که با کمک مکش هوا یا گرم کردن فنجان ایجاد میشود. پس از قرار گرفتن، فنجان معمولاً برای مدتی روی پوست فرد نگه داشته میشود.
💡 منشأ و سرچشمه اصلی حجامت بهصورت دقیق نامعلوم است. در طب سنتی ایران، از بادکش درمانی مرطوب یا حجامت مرطوب (که معمولاً با عنوان کلی حجامت شناخته میشود) استفاده میشود و باور انجام دهندگان آن براین است که چنانچه بادکش درمانی بهصورت مرطوب انجام شود (خون فرد با بریدن پوست خارج شود)، موجب درمان جای زخم و چنانچه بهصورت خشک انجام شود (بدون خارج کردن خون با بریدن پوست)، موجب پاکسازی بدن و اندامها میشود.