اهن کش

لغت نامه دهخدا

( آهن کش ) آهن کش. [ هََ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) سنگ آهن ربا. حجر مغناطیس. مغنطیس. مغنیاطیس:
که کُهْشان همه سنگ آهن کش است
دزی تنگ و ره در میان ناخوش است.اسدی.تو گفتی تنش کوه آهن کش است
همان اسبش از باد و از آتش است.اسدی.دل اعدای او سنگ است لیکن سنگ آهن کش
ازآن، پیکان او هرگز نجوید جز دل اعدا.فرخی.

فرهنگ عمید

( آهن کش ) = آهن ربا

فرهنگ فارسی

( آهن کش ) ( اسم ) ۱ - آهن ربا حجرمغناطیس. ۲ - کسی که در گاراژها عمل آهن کشی را انجام دهد.

جمله سازی با اهن کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شکستن سرب الماس و سنگ آهن کش چه علت است مر این هر دو را چنین کردار؟

💡 دل اعدای او سنگست لیکن سنگ آهن کش از آن پیکان او هرگز نجوید جز دل اعدا

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز