اندوه نمودن
مترادفها
غمگین شدن، غصه خوردن، ماتم کردن، سوگوار شدن
متضادها
شاد بودن، خوشحال بودن، شادی کردن
لغت نامه دهخدا
اندوه نمودن. [ اَ ه ْ ن ُ / ن َ / ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) تفجع. توجع. ( تاج المصادر بیهقی ). تلهف. ( یادداشت مؤلف ). اظهار درد کردن. و رجوع به تفجع شود.
فرهنگ فارسی
تفجع. توجع. اظهار درد کردن.
جمله سازی با اندوه نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (وقايه ) به معناى حفظ كردن و از اذيت جلوگيرى نمودن است، و وقتى گفته مى شود:(فلان لقى فلان بكذا)، معنايش اين است كه با او به چنين وضعى رو به رو شد، وكلمه (نضره ) به معناى بهجت و خوش رويى، و كلمه سرور درمقابل اندوه است.
💡 مساءله عجله كردن در امور و جزع و بى تابى نمودن دراحتمال خطر و خفت در عقل در موقع شادى و يا اندوه وامثال اين عوارض، نيز نشان همين القائات شيطانى است.