لغت نامه دهخدا
اندرز گفتن. [ اَ دَ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) اندرز کردن. توصیه. ( فرهنگ فارسی معین ).
اندرز گفتن. [ اَ دَ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) اندرز کردن. توصیه. ( فرهنگ فارسی معین ).
( مصدر ) اندرز کردن توصیه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر چيز كه بر چيز ديگر دلالت كند، گوياى آن چيزست. اگر چه در اين دلالت، نيازىبه سخن گفتن نيست. چنان كه گفته اند: حكيمى را پرسيدند. سختگوى خاموش چيست ؟گفت: نشانه هايى كه خبر مى دهند و عبرت هايى كه اندرز مى آورند.
💡 سبک او در شعر به سبک هندی نزدیک است، نسخ خطی دیوان واعظ در کتابخانه مجلس شورای ملی و کتابخانه و موزه ملی ملک نگهداری میشود. وی در بیشتر اشعارش به گفتن پند و اندرز میکوشد و توانگران را به دستگیری از بینوایان دعوت میکند و متخلص به واعظ است. او همچنین در ساختن ماده تاریخ برجسته بوده و ماده تاریخی در وفات فرزندش عبدالحسین (۱۰۷۲ق/۱۶۶۲م) نوشت؛