لغت نامه دهخدا
ام الهام. [ اُم ْ مُل ْ ] ( ع اِ مرکب ) ام الرقیق. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ام الرقیق و «اُم » شود.
ام الهام. [ اُم ْ مُل ْ ] ( ع اِ مرکب ) ام الرقیق. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ام الرقیق و «اُم » شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهی بخت تو در عالم به الهام ظفر ملهم فنا در خنجرت مدغم اجل در صارمت مضمر
💡 اشعار، داستانها، و مقالات او هم در میهنش و هم در سراسر جهان موجب توسعه صدای زنان در ادبیات بود. پایاننامه کارشناسی ارشد او «در فرهنگ زنان» الهام بخش یک نسل کامل بود.
💡 بنیاد حقوق بشر رافتو برای قدرشناسی از او، و الهامبخش تلاشهایش تأسیس شد.
💡 در حین مرگ گریگور (۳۲۵) مسیحیت در ارمنستان گسترش یافته بود و از آن پس در طی سدهها الهام بخش زندگی بود. از آن پس شعار ملت ارمنی این بود:
💡 در روز ۲۰ مرداد ۱۳۹۲، از سوی حسن روحانی رئیس جمهور وقت، الهام امینزاده به سمت معاون حقوقی رئیسجمهور ایران منصوب شد.
💡 و اتّفاقست میان پیران کی هر که حرام خورد میان الهام و وسواس فرق نداند کرد.