الماس تراشیدن
مترادفها
تراش الماس
لغت نامه دهخدا
الماس تراشیدن. [ اَ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) عمل شخص الماس تراش. تراشیدن الماس. رجوع به الماس تراش شود.
فرهنگ فارسی
عمل شخصی الماس تراشیدن
جمله سازی با الماس تراشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الماس سختترین مادهٔ طبیعی شناخته شدهاست و همواره قادر به تراشیدن و خش انداختن در بیشتر مواد میباشد.
💡 خالوحسین به منطقه کوهستانی و خالی از سکنه میگوره از توابع بانهوره میرود و تصمیم به کندن کوه و صخرهها میگیرد. در سال ۵۷ با جسمی معلول، یک کلنگ و بیل شروع به تراشیدن صخره میکند. وی ۱۹–۲۰ سال از عمر خود را برای ساخت خانهاش صرف میکند. او کلنگ خود را بسیار دوست میداشت و اعتقادش بر آن بود که جنس کلنگش از الماس است.