لغت نامه دهخدا
( آل قراس ) آل قراس. [ ق َ / ق ُ ] ( اِخ ) ( قرس سرما باشد ) نام کوههائی بناحیه شراه. و آل قراس و مابد نام دو کوه باشد در زمین بنی هذیل.
( آل قراس ) آل قراس. [ ق َ / ق ُ ] ( اِخ ) ( قرس سرما باشد ) نام کوههائی بناحیه شراه. و آل قراس و مابد نام دو کوه باشد در زمین بنی هذیل.
( آل قراس ) قرس سرما باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امپراتور بیزانس تصمیم گرفت برای پس زدن ترکان عثمانی از مغولان کمک بگیرد وتاحدی نیز موفق شد اما با مرگ غازان خان تمام نقشههای بیزانس برای اتحاد با مغولان ناموفق باقی ماند ازین رو امپراتور بیزانس از کمپانی کاتالان کمک خواست وانان را با وعده ثروت عظیم برای غارت از ترکان به خاک بیزانس کشاند. درآخر سپاه کاتالان درسال۱۳۰۴ که شامل ۶۵۰۰ نفر بود به قسطنطیه واردشد.کاتالانها در ابتدا موفق به شکست بیگ گرمیان، بیگ قراسی و جانداریان شدند. اما زمانی که به پایگاه خود بازمی گشتندمتوجه شدند بیزانسیها پادگان را قتلعام کرده وبه آتش کشیدهاند ازین رو به نیروهای رومی هجوم بردند. نهایتاً نیروهای بیزانسی موفق به شکست کاتالانها شدند وبه حکم امپراتور بیزانس فرمانده آنان راجر دفلور را به قسطنطیه برده واعدام کرند. البته که پس از آن کاتالانها متوقف نشدند وبه سختی از بیزانس انتقام گرفتند.این آشوبها دربیزانس به این منجر شد که عثمان یکم به سرعت فتوحات خود را گسترش دهد.