افسرده مهر

لغت نامه دهخدا

افسرده مهر. [ اَ س ُ دَ / دِ م ِ] ( ص مرکب ) کنایه از کم مهر. ( آنندراج ):
از این افسرده مهران بوی دلسوزی نمی آید
ز پای گل بخاک لاله زاری میکشم خود را.دانش ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از کم مهر

جمله سازی با افسرده مهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پرتو مهر به افسرده دلان ارزانی خانمان سوختگان شمع شبستان خودند

💡 صائب از خاموشیت بزم سخن افسرده شد بیش ازین مهر خموشی بر لب گویا مزن

💡 پس از آن رسول اكرم (ص ) در حاليكه از چهره اش، مهر و شفقت مى باريد، به سخنانخود اينطور ادامه داد: اى طايفه انصار! شما به واسطه اينكه من مقدارى ازمال دنيالى فانى را به گروهى واگذار كردم تا دلهاشان به اسلاممتمايل گردد، افسرده خاطر شديد. آيا ميل نداريد كه ديگران با گوسفند و شتر به وطنخود بازگردند و شما با پيغمبر خدا؟!

💡 دلی افسرده ز عشق و سری آزرده ز عقل سینه ای خسته ز مهر و نظری بسته زکین

💡 چشم خود را به در اطاق دوخته، به اين اميد كه خواهشش بر آورده مى شود، به آرزوىدل برسد. اين آرزو مربوط به دارو و غذا و تاءمينوسايل علمى نيست. او در فكر ارضاى عواطف خويشتن است او تشنه مهر و محبت است، اومنتظر است كسى از وى عيادت كند، براى او دستهگل بياورد، كنار تخت بيمارستان دست او را از روى مودت فشار دهد و با تبسم گرم خود،دل افسرده اش را مسرور نمايد.

💡 چه سازد مهر تابان با خمیر طینت خامم؟ که این افسرده نان خویش بر دیوار می‌بندد

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز