اصطرلاب گر
لغت نامه دهخدا
اصطرلاب گر. [ اُ طُ گ َ ] ( ص مرکب ) رجوع به اسطرلاب گر شود.
جمله سازی با اصطرلاب گر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شود دریده تر از عنکبوت اصطرلاب ز نوک نیزه قبای سپهر پنگانی
💡 آدم اصطرلاب اوصاف علوست وصف آدم مظهر آیات اوست
💡 پدید باشد اسرار غیب بر طبعش چنانکه شکل نجوم فلک در اصطرلاب
💡 علت عاشق ز علتها جداست عشق اصطرلاب اسرار خداست
💡 به ذروهای که بود آفتاب رفعت او فتاده پهلوی تقویم کهنه اصطرلاب
💡 در دوران طلایی اسلام، یک اصطرلاب گر ماهر میتوانست با استفاده از این ابزار پیچیده، موقعیت ستارهها را با دقت بسیار بالایی محاسبه کند.
💡 حرفه اصطرلاب گر یکی از تخصصیترین مشاغل علمی در دوران گذشته بود که نیاز به دانش عمیق در ریاضیات و نجوم داشت.
💡 بسیاری از دریانوردان برای تعیین مسیرهای خود در اقیانوسهای پهناور به ابزارهای ساخته شده توسط یک اصطرلاب گر بسیار دقیق اعتماد میکردند.