لغت نامه دهخدا
( آتش گیر ) آتش گیر. [ ت َ ] ( نف مرکب ) آتش انداز ( در نانوائی ).
( آتش گیر ) آتش گیر. [ ت َ ] ( نف مرکب ) آتش انداز ( در نانوائی ).
( آتشگیر ) ( اسم ) ( نانوایی ) آتش انداز.
( آتش گیر ) آتش انداز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نوع موشکها در اساس متشکل از یک بدنه معمولاً استوانه ای شکل هستند که از یک ماده جامد آتشگیر پر شدهاند. در واقع این نوع موشکها فاقد موتور مجزا بوده و کل بدنه نقش موتور یا اتاقک احتراق موشک را بازی میکند. در هنگام شلیک یک آتشزنه سوخت درون موشک را مشتعل میکند. در ادامه خروج گازهای داغ از اگزوز موشک باعث حرکت آن به سمت جلو میشود.
💡 دیتیول نوعی ترکیب آلی گوگرد با دو گروه عاملی تیول است. ویژگیهای دیتیول از دیدگاه حل شدنی بودن، بو و آتشگیری عموماً همانند مونوتیولها یا تیولهای تکی است. دیتیولها را بر اساس جایگاه دو گروه عاملی تیول نسبت به هم ردهبندی میکنند.
💡 پیکهای از این جنس قدیمیترین و اولین نوع پیکهای پلاستیکی هستند و همچنان مورد استفاده قرار میگیرند به ویژه برای آن دسته نوازندگان گیتار که از افکت صدای وینتیج استفاده میکنند. اما این دسته از پیکها قابلیت آتشگیری بالقوهای دارند، این نکته را نوازندگان گیتار سیگاری به خوبی میدانند.